أبو علي سينا
مقدمه 9
رساله در حقيقت و كيفيت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات ( فارسى )
اين مشكل را بدين طريق حل مىكند كه عقل اول بالذات ممكن بوده و بوسيلهء علت العلل واجب گشته است و اين كثرت ناشى از خداوند نيست تا اينكه اشكال وارد آيد كه از واحد جز واحد صادر نمىگردد ، بلكه عقل اول ذاتا حادث است و ناچار ازين حيث كثرت در آن پديد مىآيد ؛ بعبارت ديگر كثرت آن ناشى از حادث و ممكن بالذات بودن آن است . اما كثرتى كه از عقل اول حاصل شده بدين طريق است كه عقل اول هم خود را تعقل مىكند هم خدا را ؛ از آن جهت كه ذات پروردگار را تعقل مىكند ، عقل ثانى صادر مىشود و از آن حيث كه بذات خود ميانديشد دو موجود ديگر ايجاد مىشود : يكى نفس فلك اول و ديگر جسم فلك اول ؛ بعبارت ديگر عقل اول از نظر آنكه هم بمبدأ خود عالم و عارف است و هم ذات خود را تعقل مىكند ، داراى سه نوع علم است : علم بذات واجب الوجود ، علم بذات خود از جهت وجوب بالغير و علم بذات خود از جهت امكان و ازين سه نوع علم ، سه موجود پيدا شده : عقل ثانى كه ناشى از تعقل عقل اول بذات واجب الوجود است و نفس فلك اول كه مربوط بجنبهء وجوب عقل اول است و جسم فلك اول كه ناشى از امكان است . عقل ثانى نيز ايجاد عقل ثالث و نفس فلك دوم و جسم فلك دوم و عقل ثالث عقل رابع و نفس و جسم فلك مربوط آن و همين طور سلسلهء عقول و نفوس و افلاك ادامه مييابد تا بعقل عاشر ميرسد كه از آن فلك نهم يا فلك قمر بوجود مىآيد كه پستترين افلاك و محيط بر زمين است و در كرهء قمر سلسلهء فيض متوقف ميگردد ، زيرا ادامهء فيض الى غير النهايه ممكن نيست . بعقيدهء ابن سينا عقل عاشر عقل فعّال و فيّاض نفوس و مدبّر عالم كون و فساد است .